خواجه نصير الدين الطوسي
2
اخلاق ناصرى ( فارسى )
[ در تأليف كتاب ] بسم اللّه الرحمن الرحيم اخلاق ناصرى حمد بيحد و مدح بيعد لايق حضرت عزت مالك الملكى باشد كه همچنانكه در به دو فطرت اولى « هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ » حقايق انواع را از مطالع ابداع بر ميآورد هيولى انسانرا كه سمت عالم خلقى داشت چهل طور در مدارج استكمال از صورت به صورت و حال به حال بگردانيد كه « خمرت طينة آدم بيدى اربعين صباحا » تا چون بنهايت ترتيب رسيد و اثر حصول شايستگى قبول در وى پديد آمد خلعت صورت انسانى را كه طراز عالم امرى داشت « و ينزّل الرّوح من امره » بيكدفعه « ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ » بطريق « كن فيكون كلمح البصر او هو أقرب » در وى پوشانيد تا وجود اول او رقم تمامى يافت و نوبت تكوين بكون ثانى رسيد و مستعد تحمل بار امانت ربانى گشت كه « ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ » به ازاى به دو فطرت در عود نشات « ثمّ نعيده » مصونيت انسان را كه مبدأ وجود صورت نوعيهء اوست و آنجا يعنى در به دو وجود بيك لمحه ايجاد يافته بود در تعليم گاه « عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » و كارخانهء « اعْمَلُوا صالِحاً » * بتجريد ذات و تهذيب صفات و ترقى در مدارج كمال و تحلى بصوالح اعمال سال بسال بل حال به حال از مرتبه بمرتبه و منزل به منزل ميگذراند تا آنكه بمعاد « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ » رساند و صورت مستعار او را كه لباس اول هيولى اولى انسانى بود و در كون اول بچندان تخمير و ترشيح مخصوص شده دفعة واحدة استرداد كند كه « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » * تا چون نداء